آیا بود که گوشه چشمی به ما کند؟

«راه‌های پایان دادن به یک رابطه»

بامداد

صبح که تلگرامم رو چک می‌کنم ، «پ» برایم نوشته اینم رفت بی‌خداحافظی. «پ» تقریبا در طی سه ماه، چهار رابطه را به قول خودش به بدترین شیوه تمام کرده است. تمام کردن خوب از نظر «پ» یعنی این که دفعه آخر با هم بیرون بروند و بعد از هم خداحافظی کنند، از تمام کردن‌های اس ام اسی، چتی و تلفنی بدش می‌آید. گاهی به او می گوییم تو باید جشن طلاق راه بیندازی، تا دلت آرام شود و خیالت راحت شود که رفت.

«پ» بعد از هر نوع خداحافظی، تا مدتی ذهنش درگیر رابطه است و رابطه بعدیش ریشه در رابطه قبلی‌اش دارد. در واقع یک دور را با خود حمل می کند.  تز، آنتی تز، تز، آنتی تز و… بعد از اتمام رابطه به هر نحوی، در شبکه‌های اجتماعی، آدم قبلی را رصد می‌کند و لایک‌هایش را می‌جود و در میان لایک‌هایش بالاخره فردی را پیدا می‌کند که جای او را گرفته است. شروع می‌کند به تحلیل و مقایسه  بین خاک بر سر طرف مقابل کنن با این انتخابش و خاک بر سر خودش کنن که آدم جدید آدم قبلی از او بهتر است. این رفت و آمد تا ورود آدم جدید ادامه دارد، مدتی متوقف می‌شود و باز شروع می‌شود.

«س» نقطه مقابل «پ» است، به زعم خودش به راحتی عوض کردن یک لباس رابطه را تمام می‌کند، و آن آدم خاص را تبدیل به سوشیال فرند می‌کند وهمه چیز تمام می‌شود. بعدها هم اگر او را با آدم جدید ببیند، خیلی عادی با او برخورد می‌کند. یک بار هم آدم خاص گذشته را با آدم جدید، دعوت کرده بوده شام و باز هم به زعم خودش خیلی بهشان خوش گذشته بوده.

«الف» اما با «س» متفاوت است، وقتی عکس آدم خاص را با آدم بعدی دست در دست هم دید، کارش به بیمارستان روانی رسید.

«ش» رفت عروسی آدم خاصش، همه مدت هم رقصید و خوشحالی کرد. اما جلو نرفت و تبریک نگفت و بعد از عروسی هم با اولین آدم که دید، خوابید.

«م» هنوز هم به دنبال بورخس (اسم آدم خاصش است) است و بعد از آن به زعم خودش نخواست با فردی وارد رابطه شود. پاتوق‌هایش را چک می‌کند، خانه‌ی قبلی‌اش را زیر نظر دارد، شرکت قبلی‌اش را رصد می‌کند و منتظر است. گاهی که در مورد بورخس صحبت می‌کند، فکر می‌کنی زاییده ذهنش است.

به نظرم نمی توان برای اتمام رابطه‌ها فرمولی ارائه کرد. هر فردی به فراخور شرایط عاطفی و دلیل اتمام رابطه‌اش راهکار خاص خودش را دارد. نمی‌توان منکر درد و سرگردانی تمام کردن رابطه‌ای شد. تمام شدن یک رابطه به زمان و پذیرش و حتی عزاداری نیاز دارد و هر فردی برای گذران این روند راه خاص خودش را دارد. در عین این همه اختلاف شاید تنها بتوان گفت که وقتی فردی مسئولیت اتمام را بپذیرد، گذراندن این روند را راحت می‌شود.