زن روز، روز زن

«تعارض نقش زنان بین خوانش سنتی و مدرن جامعه»

نویسنده مهمان: پرویز فرقانی

۱- شما شاید یادتون نیاد اونوقتا توی فیلم های سینمایی سیاه و سفیدی که تلویزیون نشون می‌داد خدای صحنه‌های سکسی اونجاش بود که دختره لباس‌هاشو توی یک اتاق دیگه پوشیده بود فقط یک زیپ دراز که پشت لباسش بود دستش نرسیده بود ببنده. بعد میومد توی اتاق جلوی دوربین روبروی آینه‌ی میز آرایش و پشت به دوربین می‌ایستاد و با عشوه به آرتیسته (که معمولاً هم در حال سیگار کشیدن بود) می‌گفت زیپشو ببنده.

۲- شما شاید یادتون نیاد اونوقتا توی فیلمهای هالیوودی و بالیوودی، دختره و آرتیسته که تازه عروسی کرده بودند یا به قول هندیا «شادی کرتاهه»، صبح که آرتیسته می‌خواست از خونه بزنه بیرون، دختره رو که دم در ماچ می‌کرد، اِندِ قلمبه شدن عشق و عاشقی این بود که دختره گره کراوات آرتیسته رو میزون می‌کرد و کیف جیمزباندیشو میداد دستش.

۳- شایدم یادتون باشه اونوقتا توی این سریال‌های تلویزیونی از قبیل لوسیل بال و افسونگر و دختر شاه پریان و پیتون پلیس و جولیا، رسم خانواده‌های خوشبخت اینجوری بود که دور و بر هشت صبح آرتیسته با کت شلوار و کراوات و ژیگول پیگول میومد تو آشپزخونه یه ماچ از زنش می‌گرفت و روزنامه رو برمی‌داشت می‌نشست سر میز صبحانه، دختره براش قهوه و آب پرتقال با نون تُست می‌آورد.

۴- شاید بعضی‌هاتون یادتون مونده باشه اونوقتا فیلم فارسی که می‌رفتیم آرتیسته با دختره سوار یه ماشین بودند که چهار پنش تا لات و لوت سوت بلبلی می‌زدند، آرتیسته می‌زد رو ترمز، می‌پرید یقه‌شونو می‌گرفت تک نفره چهارتاشونو به هم می‌پیچوند. فقط یه ذره از دماغش خون میومد که دختره با دستای لطیفش اون خونو پاک می‌کرد و انگشتشو می‌ذاشت رولبش… مام که ساده و رمانتیک و خیال‌پروز و گاگول…

تو همین عوالم غوطه خوردیم و بزرگ شدیم و خیر سرمون مرد شدیم. کمی صبر کنید بالاخره این رسوب زنگ‌زده زمان می‌خواد حل شه. حوصله می‌خواد لامصب.

Advertisements

6 نظر برای “زن روز، روز زن

  1. تمام تصاويري كه گفتيد را مي توانم تصور كنم و يا چيزهايي به ياد بياورم اما من با اين فيلمها بزرگ شدم.
    با روسري آبي كه نوبر كرداني (فاطمه معتمدآريا)به عزت الله انتظامي جواب مثبت داد و عاشقش شد و بي توجه به واكنشهاي اطرافيان تصميم خودش را گرفت.
    من با فيلم دوزن نوجواني ام را گذراندم. فيلمي كه نيكي كريمي مورد آزار و اذيت همسرش قرار مي گيرد، اما او از تلاشش براي تغيير زندگيش دست برنميدارد. من هزار بار فيلم همسر را ديدم كه باز فاطمه معتمد آريا در نقش همسر مهدي هاشمي، وقتي به رياست مي رسد، نشان مي دهد كه از پس همه كارها برمي آيد…

    دوست داشتن

  2. شما یادتون نمیاد یه بار تلویزیون فیلم ” ساتیا جیت رای” رو از شبکه یک، برنامه هنرهفتم با مجری گری ” اکبر عالمی” گذاشت که یک صحنه از دستش در رفت و زن و شوهر رو کنار هم خوابیده نشون داد که زن ساری اش را دور کمر مرد گره زده بود و تنگ هم خوابیده بودند.
    فقط یادم نیست چند سالم بود…

    دوست داشتن

  3. یادتون باشه ما هم با سلطان قلبها بزرگ شدیم. هی کاغذ و قلم برمی داشتیم و مثل آذرشیوا برای اقا فردین نامه می نوشتیم و از برگ گل کاغذ می ساختیم یادش به خیر

    دوست داشتن

  4. درست که دیده های مان بخشی از جامعه پذیری مان را تشکیل میدهد اما دیدنی ها بوده شاید ما کم دیدیم. البته چه خوب گفته اید وقت می خواهد تا این همه رسوب حل شود.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.